حاج ملا هادي السبزواري

230

شرح مثنوى

خداى تعالى صفات عين يكديگرند ، و كُلّ عين ذات است ، پس علم عين قدرت است و قدرت عين علم و هر دو عين ارادت ، و همچنين ، و كلّ عين ذاتِ اقدس ، و تفاوت در مفاهيم اينهاست - نه در مصداق - همچنين حسام عين ضيا است ، و بالعكس ، و هر دو عين ذات حسام الدين است : عِباراتُنا شَتَّى وَحُسْنُكَ واحِدٌ وَ كُلٌّ إلى ذاكَ الجَمالِ يُشيرُ و درين بيتها اشارتست به آن كه چنان كه نورِ قمر از شمسِ عالمِ طبيعت است ، آن چه مىگويم از شمسِ حقيقت است . ( ( 19 ) ) شمس را قرآن ضيا خواند اى پدر * و آن قمر را نور خواند اين را نگر ن 627 2 - ك 216 10 شمس را قرآن : اشارت است به آيهء شريفهء * ( هُوَ اَلَّذِي جَعَلَ اَلشَّمْسَ ضِياءً وَاَلْقَمَرَ نُوراً . 10 : 5 ( 1 ) ( ( 22 ) ) آفتاب اعراض را كامل نمود * لاجرم بازارها در روز بود ن 627 5 - ك 216 11 آفتاب اعراض : اگر چه عرض را در لغت معانى بسيار است ، و بسيارى از آنها اينجا بىوجه نيست - بلكه به غين معجمه هم مىتوان خواند ، چه غرض بر مقصود خارجى اطلاق مىشود - ليكن انسب آن است كه جمع عرض به معنى متاع باشد . كقوله تعالى * ( عَرَضَ اَلْحَياةِ اَلدُّنْيا . 4 : 94 ( 2 ) ( ( 25 ) ) ليك بر قَلَّاب مبغوض است و سخت * ز انك ازو شد كاسد او را نقد رخت ن 627 8 - ك 216 13 نقد رخت : يعنى نقد راست و درست ، چه رخت در فارسى از الفاظ مشتركه است . ( ( 35 ) ) اى ضياء الحق تو ديدى حال او * حق نمودت پاسخ افعال او ن 627 18 - ك 216 18 پاسخ : فارسى ، به معنى جواب سؤال است . و مولوى - به مجاز - در جزاء استعمال فرموده . ( ( 36 ) ) ديدهء غيبت چو غيب است اوستاد * كم مبادا زين جهان اين دين و داد ن 627 9 - ك 216 18 اين دين و داد : اين جزا و عدل .

--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء يونس آيهء 5 . . ( 2 ) قرآن كريم سورهء نور آيهء 33 . .